امروز : شنبه ۱ اردیبهشت ۰۳ - Saturday 20th April 24

هلیا امامی: من سبزه سفره «هفت سین» هستم! - کلبه سرگرمی و کولاک

هلیا امامی، بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون، یکی از جذابترین چهره های دنیای تصویر و نمایش ایران که از کارنامه هنری این هنرمند می توان به سریالهای از يادها رفته، لژيونر، دادستان، داستان يک شهر، آزادی مشروط، فیلم های سینمایی عروس خیابان فرشته، داش آکل، سکه، دوربین، موارد مشکوک، قرار بعدی همانجا، ساکن خانه چوبی و تئاتر اتاق تاریک اشاره کرد، با هلیا امامی در آخرین روزهای اسفند گفتگویی صمیمی و نوروزی داشته ایم که با هم می خوانیم.

بهار شما را یاد چه چیزهایی می اندازد؟

بهار من‌ را یاد بچگی هایم می اندازد، سال نو، سفره هفت سین، بوی اسفند و سرکه و سمنو، بهار من را واقعا یاد از نو شروع شدن می اندازد.

خانم امامی، چقدر به سنت ها اعتقاد دارید و آنها را انجام می دهید؟

خیلی مساله اعتقادی نیست اما خیلی به سنت ها پایبند هستم و خیلی هم سنت ها را دوست دارم، مثل شب یلدا که هر سال آن را در خانواده اجرا می کنیم، تک تک این سنت ها را که از قدیم به ما رسیده است سنت ها و فرهنگ ما هستند، اصالت و تاریخ ما هستند و می توانم بگویم ایرانی بودن ما برمی گردد به این سنت هایی که داریم، سعی می کنم که همیشه تمام این مناسبتها را اجرا کنم و اگر زمانی در آینده بچه ای داشته باشم دوست دارم همه اینها را به او بگویم و با همدیگر مراسم ها را اجرا کنیم، فرزندم بداند که ما چنین تاریخ، فرهنگ و پیشینه ای داریم.

قشنگترین اتفاق سال گذشته برای شما چه بوده است؟

قشنگترین اتفاق سال گذشته برای من این بود که یک عمل جراحی داشتم که خیلی کمک کرد حال من بهتر شود، من مشکلی داشتم و باید عمل می کردم، دردهایم زیاد شده بود و سال گذشته که جراحی کردم خدا را شکر توانستم به یک زندگی نرمال تری برگردم.

و اتفاقی که دوست دارید در سال چهارصد و سه برای شما رخ بدهد؟

دوست دارم حال همه ما خوب باشد و به یک آرامش نسبی برسیم، شرایط تورم اینقدر افسارگسیخته جلو نرود و شرایط زندگی کردن برای ما راحت تر باشد، اینکه صاحبخانه ها حالشان بهتر باشد و بتوانند با مستاجرها کنار بیایند، بالاخره پول سخت به دست می آید و باید یک مقدار هوای هم را بیشتر داشته باشیم و بیشتر همدیگر را دوست داشته باشیم، بیشتر همدیگر را درک و به همدیگر کمک کنیم.

چند شخصیت که دوست دارید لحظه تحویل سال در کنار سفره همراه شما باشند؟

دلم می خواست که پدر مرحومم و برادر مرحومم در کنار مادر و برادرم که الان در قید حیات هستند و انشالله زنده و سلامت باشند حضور می داشتند.

و یک آرزو برای لحظه تحویل سال؟

آرزوی سلامتی دارم، بالاترین آرزوی من آرزوی سلامتی برای عزیزانم و خودم است چون هیچ چیزی بالاتر از سلامتی نیست و ارزش ندارد.

اگر در تعطیلات نوروز به سفر بروید، مقصد دلخواه شما کجاست؟

اگر در تعطیلات نوروز به سفر بروم قطعا دلم می خواهد به یزد سفر کنم، من عاشق شهر یزد هستم و خیلی آنجا را دوست دارم، این شهر قدمت تاریخی بالایی دارد و خیلی سال پیش آنجا رفته ام و دوست دارم باز هم بروم.

خوش چهره بودن چقدر در بولد شدن یک هنرمند تاثیر دارد و آیا شما خوش چهره هستید؟

قطعا کسی نمی تواند بگوید من خوش چهره هستم! من همیشه سعی می کنم آراستگی را اولویت قرار بدهم، مرتب لباس پوشیدن در ذهن من اولویت است و اینکه زیبایی از نظر و ذهن هر کسی یک چیزی تعریف شده است، یعنی ممکن است از نظر من یک شخص چهره خیلی زیبایی داشته باشد ولی از نظر شخص دیگری نه، به نظر من اول هنر و بعد مردم داری باعث می شود یک هنرمند بولد بشود، یک هنرمند باید استعداد، هنر، توانایی و پشتکار داشته باشد و اینها که می گویم شعار نیست، این عین واقعیت است و بعد از اینها باید مردم داری بلد باشد، چون هر هنرمندی که در هر حیطه هنری قدم برمی دارد اگر مردم را نداشته باشد هیچی ندارد، مگر اینکه شما بگویید فقط برای دل خودم دارم کار می کنم! اما اگر دوست دارید که دیگران از هنر شما لذت ببرند پس اگر مردم را نداشته باشید و این عشق در کار شما جریان پیدا نکند به نتیجه خوبی نمی رسید، چون من کار می کنم که مخاطب آن را دوست داشته باشد و زمانی که مخاطب من با من برخورد کند و برخورد خوبی با او نداشته باشم قطعا جریان این عشق متوقف خواهد شد، این در کار من حتما تاثیر خواهد گذاشت پس من همیشه سعی می کنم با کسانی که مخاطب من هستند و برای من احترام قائل هستند و به هنر من علاقه دارند بیشتر از آن مقدار که من را دوست دارند به آنها عشق و احترام بدهم و باعث شوم که این عشق و انرژی جریان داشته باشد.

نظر مخاطبانتان در دنیای مجازی و واقعی چقدر برای شما اهمیت دارد؟

نظر مخاطب خیلی برای من اهمیت دارد، در دنیای مجازی چون آدمها فکر می کنند حالا فضای مجازی است و دیده نمی شوند، خیلی ها پیج هایی دارند که به اسم و عکس خودشان نیست پس می توانند هر نظری را راحت بدهند، در نتیجه یک مقداری سختگیرانه تر حرف می زنند و باعث شکستن دل آدمها می شوند، فکر نمی کنند که ممکن است در اعصاب و روان آن آدمی که این کامنت را می خواند خیلی تاثیر بدی بگذارد، من نظر مخاطبین فضای مجازی را جدی می گیرم ولی بیشتر مخاطبین فضای واقعی برای من اهمیت دارند، اینکه وقتی فیس در فیس حرف می زنند و من را نقد می کنند برای من مهم است.

بیشترین دایرکتی که دارید شامل چه می شود؟

بیشترین دایرکتی که دارم شامل لطف مردم و محبتهای آنها می شود، این واقعا من را خجالت زده و شرمنده و مسئولیت من را خیلی خیلی خیلی زیاد می کند.

کامنت جالبی داشته اید که در ذهنتان مانده باشد؟

واقعا الان که فکر می کنم یادم نمی آید، کامنتهای جالب زیاد می گذارند ولی خب چیزی که دائم تکرار می کنند نور شهر است، چون در مافیا من با نور شهر در ذهن مخاطب مانده ام، آنجا گفتم من هلیا امامی هستم و معنی اسم من می شود نور خورشید پس نور شهر شما هستم، این در ذهن مخاطبین مافیا مانده و مخاطبین این برنامه هم خیلی زیاد هستند، از بچه خیلی کوچک تا افرادی که پا به سن گذاشته اند من را با نور شهر صدا می کنند، کامنت هم که می گذارند برای من خیلی جالب است که به من نور شهر می گویند.

ازدواج برای هنرمندان سخت تر از مردم عادی است؟

بله خیلی سخت است چون شرایط شما شرایط نرمالی نیست و آن کسی که می خواهد با شما زندگی کند خیلی باید درک بالایی از این وضعیت داشته باشد، این یک مقدار وضعیت را سخت تر می کند چون کار ما هم که زمان و مکان مشخصی ندارد، رفت و آمد ما مثل کارمندی که صبح سر زمان مشخصی می رود و برمی گردد نیست، در نتیجه این ممکن است یک مقدار روند زندگی یک آدم را به هم بزند و کسی که دارد با شما زندگی می کند باید شرایط سختی را بپذیرد و با آن کنار بیاید.

معمولا اوقات فراغتتان را چگونه می گذرانید؟

در اوقات فراغت ساز می زنم، تنها که هستم تار می زنم و یک سری کارهای دستی انجام می دهم، مثلا دستبند و گردنبند می بافم، اینها را از بچگی یاد گرفته ام و علاقه دارم و انجام می دهم، ذهن من خیلی مشغول می شود و متاسفانه خيلی کم کتاب می خوانم اما کتابهایی که می خوانم مربوط به کارم می شود، یا مثلا رمان می خوانم و اوقات فراغتم را به این شکل می گذرانم.

یک نقش عجیب که همیشه دوست داشته اید آن را بازی کنید.

نقش عجیب خاصی در ذهنم نیست که بخواهم بازی کنم ولی نقش هایی که از من دور هستند را خیلی علاقه دارم بازی کنم، دوست دارم کاراکترهای که خیلی از من دور هستند و با من متفاوت هستند را بازی بکنم.

شبیه کدام سین هفت سین هستید؟

سعی می کنم شبیه سبزه هفت سین باشم، چون سعی می کنم سبز باشم و دوست دارم که زندگی کنم، من خیلی آدم با انگیزه ای هستم و خیلی به زندگی امید دارم، رشد کردن و قد کشیدن را خیلی دوست دارم، به بزرگ شدن خصوصا در فضای کاری خودم علاقه دارم.

فکر می کنید ده سال بعد کجا باشید؟

من هيچوقت به ده سال آینده فکر نمی کنم، من خیلی زیاد در لحظه زندگی می کنم و خیلی تصویرسازی از آینده ندارم، در گذشته چرا و وقتی سنم کمتر بود این کار را می کردم، مثلا شاید وقتی چهارده پانزده ساله بودم خیلی از آینده تصویرسازی می کردم ولی الان بیشتر در لحظه زندگی می کنم، به موفقیت های کوچک خودم خیلی بال و پر می دهم و آنها خوشحالم می کنند، اصلا نمی توانم به ده سال آینده فکر کنم چون یک مقداری برای ترسناک است، دوست دارم در لحظه زندگی کنم و قطعا دوست دارم که آدم موفقی باشم، خانواده آن کنار من باشند و حالمان خوب باشد، حالمان خوب باشد.

از آنچه امروز هستید راضی هستید؟

قطعا راضی هستم، بله، نمی گویم می توانستم خیلی بهتر باشم چون من هر روزی که زندگی کرده ام سعی کرده ام بهترین خودم باشم، بهترین کار خودم را انجام بدهم، ممکن است با تجربه الان اگر به عقب برگردم بگویم این کار یا آن کار را نمی کنم ولی آن موقع که آن تصمیم را گرفته ام فکر می کردم دارم بهترین کار را انجام می دهم و الان از جایی که هستم راضی هستم.

در پایان یک پیام برای مخاطبان ما.

امیدوارم سال جدید برای شما آن سالی باشد که همیشه منتظر بوده اید برسد و آن اتفاقی که همیشه هیجان آن را داشته اید و وقتی به آن فکر می کردید لبخند روی لبهایتان می آمد برای شما اتفاق بیفتد، تنتان سالم باشد و مرسی که وقت گذاشتید و این مصاحبه را خواندید.

عباسعلی اسکتی
عکس: مهسا میرقدری

تاریخ انتشار : 11 مارس 24 دیدگاه : بدون دیدگاه