امروز : یکشنبه ۹ مهر ۰۲ - Sunday 1st October 23

فرهاد دولت آبادی: علاقه‌ای‌ به‌ مشهور‌ شدن‌ نداشته ام‌‌ - کلبه سرگرمی و کولاک

گفتگوی اختصاصی کلبه سرگرمی با خواننده، آهنگساز و ترانه سرا
موسیقی‌ می تواند‌ صد هزار نفر را یکجا‌ جمع‌ کند‌

فرهاد دولت‌‌ آبادی‌ متولد شش اسفند هزار و سیصد و شصت و یک، تهران‌‌، خواننده ‌و آهنگساز در سبکهای کانتری‌، بلوز‌، پاپ‌، دیس‌ لاو‌ و اینسترامتال که از سال هشتاد و نه به صورت حرفه ای وارد عرصه موسیقی شده و تاکنون سی و پنج کار از این آرتیست پخش شده است، در میان آثار فرهاد دولت آبادی می توان به ترانه های بیشتر شنیده شده دنیای‌ سردم، تو رفتی، حسرت، آتش، دختر لاتینی‌، باور، گوشی‌ بردار، نیمکت، برزخ و خط‌ ممتد اشاره کرد، با فرهاد دولت آبادی گفتگویی صمیمی داشته ایم که با هم می خوانیم.

از چه زمانی فهمیدید صدای خوبی دارید؟

هر جا‌ می‌خواندم‌ همه‌ مات و مبهوت‌ می شدند و اصرار می کردند که‌‌ چرا‌ این‌ کار را شروع‌ نمی کنید؟! اولین‌ بار پیش‌ استادی که‌ استودیو داشت‌ خواندم‌، گفتند شب‌ برای ضبط بیایید و از آنجا‌ همه چیز شروع‌ شد.

و آیا هیچوقت از این انتخاب پشیمان شده اید؟‌

بله‌‌، زمانی‌ که فشارها از نظر روحی‌ و روانی‌ زیاد می شود و کارها‌ به‌ مشکل‌ برمی‌خورد‌ که سعی‌ می کنم‌‌ اینطور وقتها کار را به صورت موقت تعطیل‌ کنم‌.

چه ویژه گی هایی در یک ترانه باعث می شود آن را اجرا کنید؟

ضرب‌ و تکنیکی‌ بودن‌ کار‌‌‌، قدرتی‌ که‌ یک‌ ترانه دارد و هیجانی‌ که‌ برای‌ شنونده‌ ایجاد‌ می کند.

کدام اثر خودتان را بیشتر دوست دارید و کدام کارها در بین مخاطبان شما به قول معروف بیشتر گل کرده است؟

این موضوع خیلی سلیقه‌ ای‌ است‌ و من‌ خودم‌‌ کارهای تو رفتی‌، آتش‌‌‌، گوشی‌ بردار‌‌، دنیای‌ سردم‌ و برزخ‌‌ را دوست دارم، به همراه چند کار جدید که‌ به زودی به‌ کارها اضافه‌ می شود.

آقای دولت آبادی الگویی در زمینه خوانندگی داشته اید؟

بله‌‌، سازندگان‌ موسیقی‌ های‌ کلاسیک‌ بخصوص‌ کلاسیک‌ غربی‌‌‌ یا‌ موسیقی‌ متن‌ فیلمها‌ که‌ کار موسیقیدانهای‌‌ قدیم‌ دهه‌ شصت، هفتاد و هشتاد میلادی‌‌ است‌ را خیلی‌ می‌ پسندم.

خوش چهره بودن چقدر در بولد شدن یک هنرمند اثر دارد و آیا شما خوش چهره هستید؟

بله مهم‌ است‌ ولی‌ خود کار و هنر شما اصل‌ ماجرا است‌‌‌‌، کسانی‌ هستند که زیبا‌ نیستند‌ ولی‌ کارهایشان‌ فوق‌العاده‌ است‌ و در مورد خودم‌ هم‌ دیگران‌ باید نظر بدهند.

از کار همکارانتان، منظورم مشخصا خواننده ها است، کدام را می پسندید؟

از خوانندگان‌‌ ایرانی‌‌ که داخل‌ و خارج‌‌ ایران فعالیت می کنند من‌ محسن‌ یگانه‌‌‌، محسن نامجو‌، ابی‌‌، گوگوش‌، فرامرز اصلانی‌، سیاوش‌ قمیشی‌‌‌‌‌، شهیار قنبری‌‌‌، شادی‌ امینی‌ و از‌ خوانندگان‌ ترکیه ابراهیم‌ تاتلیس‌، امراه‌، الیاس‌ یالچی‌‌‌‌، سیبل‌ جان‌‌‌ و از فرانسوی‌ ها لارا‌ فابیان‌‌‌‌‌، زازو، عرب‌ ها فیروز‌‌‌‌ و‌‌ یاسمین‌ لویی‌ و جرج‌ مایکل یا کارهای‌ چیپسی‌ کینگ‌ و بسیاری‌ دیگر‌!

دوست دارید با کدام خواننده فیت بدهید و کار مشترک اجرا کنید؟‌

تا به حال‌ به این موضوع فکر نکرده ام‌‌ و باید‌ دید نظر مردم‌ چگونه است.

در بین خوانندگان امروز کسانی را داریم که ماندگار شوند؟

بله‌ هستند‌‌، خواننده‌ های خوب‌ بسیاری داریم‌ که‌ کارهای‌ خوب‌ زیادی خوانده اند ولی‌ معمولأ ‌همه‌ کارها‌ قرار نیست‌ ماندگار‌ و دلچسب باشند.

چرا تا امروز عکسی از شما منتشر نشده بود و یا مصاحبه ای با هیچ رسانه ای نداشته اید؟

من‌ علاقه‌ای‌ به‌ دیده‌ شدن‌ و مشهور‌ شدن‌ نداشته ام‌‌ و فقط‌ دوست‌ داشتم‌ کاری‌ را تولید کنم‌ و با مردم‌‌ به‌ اشتراک‌ بگذارم‌‌، ولی‌‌ دیدم‌ نمی شود تا‌ ابد‌ اینگونه به‌ صورت‌ ناشناس‌ فعالیت کرد‌‌‌‌، هدف‌ من‌ از‌ این‌ آن شکل کار کردن راحتی‌ خودم‌ بود‌ ولی‌ به‌ توصیه‌ دوستان‌ و همکارها‌ و درخواست‌‌ خیلی‌ ها‌ تصمیم‌ گرفتم‌ از پشت‌ پرده‌ بیرون‌ بیایم.

آیا کامنت جالبی داشته اید که در ذهنتان بماند؟

بله‌، روزی‌‌ یکی از کارها را در اینستاگرام گذاشتم‌ و پسر جوانی‌ که حدود پانزده‌ و یا شانزده‌‌‌ سال‌ سن داشت گفت‌: این‌ چه موزیکی است و به درد نمی‌خورد! من دو کار دیگر هم داشتم که‌ یکی‌‌ خیلی‌ خیلی‌‌ جوان‌ پسندانه‌ بود، آن را گذاشتم‌ و آن پسر دوباره کامنت گذاشت و گفت‌ آقا‌ دمت شما گرم‌! بعدی‌ را که گذاشتم‌ گفت‌: عاشقتم‌! شما روز من را ساخته اید! از آنجا‌ دیگر همراه‌ من شد، یک روز هم‌ یک‌ آقا از من‌ درخواست‌ کرد که می شود پبج من را استوری‌ کنید؟ خیلی‌‌ اصرار داشت‌ در پیج‌ من‌ استوری‌‌ بشود، من هم گفتم‌ بگذارید ببینم‌ شما چه کسی‌ هستید که دیدم‌ یکی‌ از‌ مداح‌ های‌ بسیار‌ خوب‌ و معروف‌‌‌ هستند که‌ پست‌ مدنظر ایشان فیلمی از مراسم‌ بزرگ سینه‌ زنی‌ و مداحی‌ بود، برخلاف‌ نظر دوستا‌ن‌ و مدیربرنامه‌ ام که‌ گفتند این‌ کار را نکنید، این‌ کار را کردم‌ و این‌ بنده‌ خدا‌ بسیار‌ خوشحال‌ شد‌ و کلی‌ از من‌ تشکر کرد.

یک نکته جالب از خودتان برای مخاطبان ما؟

نکته‌ جالب‌ زیاد است‌! ولی‌‌ اگر بخواهم‌ یک‌ چیزی‌ در مورد کار موسیقی‌ خودم‌ بگویم‌ اینکه یک‌ روز از ساعت‌ هفت غروب‌‌ تا‌ هفت‌ صبح‌‌ برای هشت تا کار ترانه‌ و ملودی‌ ساختم‌‌‌ و وقتی‌ که‌ تمام‌ شد همه‌ کسانی‌ که‌ متوجه شدند حیرت‌ کردند.

اگر دوباره متولد شوید دوست دارید این اتفاق کجا و با چه شغلی بیفتد؟

دوست‌ داشتم‌ یا در کشور‌های اروپای‌ شرقی‌ یا‌ آمریکای‌ لاتین‌ در خانواده‌ ای مثل‌ خانواده‌ هنری‌ چیپسی‌ کینگ متولد می شدم‌‌، آن فضا و این‌ تیم را دوست‌ دارم.

چند شخصیت عجیب که دوست دارید در اولین کنسرت شما ردیف اول سالن باشند؟

رئیس‌ ساز‌مان‌ ملل‌، رئیس‌ شورای‌ امنیت‌‌، رئیس‌ سنا‌ آمریکا و کنگره‌ آمریکا‌‌‌ که‌ بعد از کنسرت‌ به آنها بگویم‌ ما ملت‌ جنگ‌ طلبی نیستیم‌‌ و آنقدر‌ در دنیا در‌ مورد کشور‌ ما‌ و مردم‌ ایران‌ سیاه‌ نمایی‌ نکنید، ما‌ جنگ‌ طلب‌ نیستیم‌‌ و تمامش‌ کنید!

زندگی را چه رنگی می بینید و خط قرمزهای شما چیست ؟

زندگی‌ سبز و زیبا است اگر‌ خودمان‌ آن را برای‌ خودمان‌ سیاه‌ نکنیم‌‌‌ و خط‌ قرمز‌‌‌ من شارلاتان‌ نبودن‌ و‌‌ روی‌ زندگی‌ و آبروی‌ دیگران‌ راه‌ نرفتن‌، کلاه‌ بردار نبودن‌، خوش‌ حسابی‌ و با‌ آبرو زندگی‌ کردن‌ و به‌ زندگی‌ دیگران‌ و عقاید دیگران‌ احترام‌ گذاشتن‌، مردم‌ داری‌ و برای‌‌ اشک‌ و گرفتاری‌‌ مردم‌‌‌ و بغض‌ گلوی آدم‌ ها احترام‌ قائل‌ شدن‌‌، کمک‌ به‌ رفع‌ مشکلات‌‌ و غم‌ مردم‌ را خوردن.

از نظر شما هنرمند چقدر روی جامعه و برعکس جامعه چقدر روی هنرمند تاثیر دارند؟

بسیار زیاد‌‌، موسیقی‌ و‌ خواننده‌ آنقدر توانایی‌ و قدرت‌ دارند که‌ می توانند‌ ده‌ ها‌ هزار و یا‌ صدهزار نفر را یک جا‌ جمع‌ کنند‌ و آنقدر قدرت‌ دارند که‌ می توانند‌ لشگرها‌ و آدمها را‌ برای‌ جنگ‌ یا برای‌ کمک‌ و یا‌ امداد‌‌ یا تشویق‌ به‌ کاری‌ مثل‌ سازندگی‌ و آبادی‌‌ متحد کنند‌‌، به‌ گفته‌ چند کارشناس‌ شبکه‌ تلویزیون‌‌ که‌ می‌گفتند‌ کجا‌ یک‌ نفر در هر صنفی‌ و کاری‌ چنین‌ توانایی‌ را دارد‌؟ جامعه‌ هم‌ با حمایت و تشویق‌ می‌ تواند روح‌ خواننده‌، سازندگان‌ موزیک‌، ترانه‌ و نوازندگان‌ را برای کارهای بهتر تقویت‌ کنند.

وضعیت موسیقی امروز ما را چگونه می بینید؟

می شود کارها را به‌ سه‌ دسته‌ تقسیم‌ کرد‌، کارهای‌ قوی‌ و ماندگار‌، دسته‌ دوم‌ قابل‌ قبول‌ برای‌ دوره‌ای‌‌ و دسته‌ سوم‌‌ ضعیف‌ و فراموش‌ شده‌‌‌، ما سرمایه‌ گذار سنگین‌ در موسیقی‌ و هیچ‌‌‌ سیاست‌ و جایی‌ که‌ بتواند تبلیغ‌ کمپانی‌ ها یا‌ برندهای‌ معروف را چه‌ دولتی‌ و چه‌ شخصی‌‌‌‌ بگیرد نداریم، جایی که بتواند با استفاده‌ درست‌ و حمایت‌ درست‌ هم‌ از هنرمند پول‌ در بیاورد و هم‌ هنرمند را ساپورت‌ کند، شما ببینید‌ خود من‌ می توانم‌ از عینک‌ آفتابی‌ تا ساعت‌ و استپیکر و هندزفری‌ و گوشی‌ موبایل‌ را برای شرکت ها و کمپانی ها تبلیغ‌ کنم‌ و برای کارهای‌ خودم‌ هم‌ سنگ‌ تمام‌ بگذارم‌ ولی‌ متاسفانه‌ این‌ در کشور ما جا نیفتاده‌ و از هر دو طرف‌‌ ضرر است.

جذابترین اتفاق دوران هنری شما چه بوده است؟

جذابترین‌ و عجیبترین‌‌ اتفاق حمایت‌ و تشویق‌‌‌ خواننده‌ محبوب‌ معین‌ عزیز بود که‌ هیچ‌ وقت‌ فکر نمی کردم‌ معین‌ کارهای‌ بنده‌ را گوش‌ بدهد، چون‌ سبک‌ کار ما کاملا‌ متفاوت‌ است‌‌ و چند‌ خواننده‌ غربی‌‌ که‌ اسم‌ آنها از خاطرم‌ رفته‌‌ است.

دوست ندارید با حاشیه بیشتر دیده شوید؟

نه‌ هر کسی در هر کاری‌ یک مقدار ‌آزادی‌ و آرامش‌ می‌خواهد‌، به‌ هر حال‌ آدم‌ در زندگی‌ باید راحت‌‌ باشد و هر آدمی یک‌ سری‌‌ مسائل‌ خصوصی‌ دارد‌ که‌ دوست‌ ندارد عمومی‌ شود.

فکر می کنید شبیه کدام شخصیت غیر از خودتان هستید؟

همه‌ می گویند تقریبآ‌ امراه‌ ولی‌ خودم‌ دوست دارم‌ و سعی‌ می کنم‌ مثل‌ ابراهیم‌ تاتلیس‌ باشم

چهار وسیله که همیشه همراه دارید؟

خودکار و کاغذ که‌ البته‌ حالا از گوشی‌‌ هم برای ساخت ترانه و ملودی که در لحظه به ذهنم می آید استفاده می کنم و سیگار و فندک!

چند شماره در گوشی تان که وقتی به اسم آنها می رسید حالتان خوب می شود؟

قدیم‌ از این شماره ها داشته ام‌‌ ولی حالا‌ کسی‌ نیست‌‌‌ که‌ با دیدن شماره اش خوشحال‌ بشوم‌‌.

اگر خواننده نمی شدید سراغ چه هنری می رفتید؟

‌من‌ طراح‌‌ خودرو هم هستم‌ و نقاشی‌ ام‌ هم‌ بد نیست‌‌ و نقاشی‌ و طراحی‌ را ادامه‌ می دادم.

باشکوه ترین لحظه زندگی تان تا امروز چه زمانی بوده است؟

خیلی‌ چیزها‌ و روزها‌ می توانسته‌ باشد ولی‌ اگر یکی‌‌ را بخواهم‌ بگویم‌ روزی‌ که‌ اولین‌ کار من درآمد‌‌‌ شگفت‌ زده‌ شدم‌‌‌، هم‌ خودم‌ و هم‌ خیلی‌ از آدمهای‌ اطراف‌ من‌، یادم می آید یک شب‌ برفی‌ در زمستان‌ بود.

چیزی که از خودتان انتظار داشتید امروز باشید، هستید؟

نه‌‌، خیلی‌ دیر‌ شروع‌ کردم‌ و زودتر از اینها‌ باید شروع‌ می کردم.

فکر می کنید ده سال بعد کجا هستید؟

خدا می داند‌ و چه کسی‌ از فردا‌ی خودش‌ خبر دارد که‌ من‌ داشته‌ باشم‌‌؟ معلوم‌ نیست‌ ده‌ سال‌ دیگر را اصلآ‌ ببینم‌ یا نه!؟

و حرف پایانی برای مخاطبان مجله کلبه سرگرمی؟

ممنون‌ از اینکه‌ با صبر و شکیبایی‌ با من‌‌ همراه بودید، از مجله کلبه‌ سرگرمی سپاسگزارم‌ و برای‌ شما عزیزان آرزوی‌ سلامتی‌ و بهترین‌ها را دارم.

گفتگو: رضا پورزارعی
عکس: نسرین رستمی

تاریخ انتشار : 06 سپتامبر 23 دیدگاه : بدون دیدگاه