امروز : پنج شنبه ۱۰ خرداد ۰۳ - Thursday 30th May 24

دابسمش؛ چه ایده باحالی! | نکات خواندنی از سهیل مستجابیان - کلبه سرگرمی و کولاک

سهیل مستجابیان بیست و نه اردیبهشت شصت و یک در شیراز به دنیا آمد. او فارغ التحصیل لیسانس رشته متالوژی است. وی از سال های دور وارد بازیگری شده، اما او را با ویدئو‌های بسیار جذابش که در شبکه‌های اجتماعی مدام دست به دست می‌شود، می‌شناسیم. خیلی از سال‌های کودکی و نوجوانی اش را ایران نبوده، ولی به شدت روحیه‌ای ایرانی دارد. در این شماره نکات خواندنی سهیل مستجابیان که شهرتش با دابسمش شکل گرفته، ولی شغل اصلی اش دکوراسیون داخلی است را با هم می خوانیم.

گفتگو: عباسعلی اسکتی

 

یک: متولد شیراز و بزرگ شده تهران در خیابان ولیعصر است.

 

دو: در یک خانواده چهار نفری به دنیا آمده و تنها یک خواهر دارد.

 

سه: بیشتر سال های کودکی و نوجوانی اش در خارج از کشور بوده است.

 

چهار: از کودکی تقلید می کرده است.

 

پنج: می گوید: از بچگی ادای خیلی ها را در می آوردم، به شکلی که در سه سالگی عموهای جوانم می آمدند از خواب بیدارم می کردند و من را با خودشان به مهمانی می برند تا برای مهمانان نقش بازی کنم.

 

شش:از آن زمان صدای ضبط شده اش را دارد.

 

هفت: پدرش مدام صدایش را ضبط می کرد، مخصوصا از شعر خواندنش.

 

هشت: یکی از افتخاراتش را این می داند که در بچگی یک بمب نزدیک خانه شان خورده و او زنده مانده است.

 

نه: خیلی بازی های جنگی را دوست داشته، همیشه کیک های تولدش تانک و … بوده است.

 

ده: یک لباس خلبانی هم داشته که هیچ وقت اجازه نمی داده مادرش آن را بشوید، آنقدر که برایش عزیز بوده است.

 

یازده: در دانشگاه، مهندسی متالوژی خوانده است.

 

دوازده: می گوید: روحیه ام به مهندسی خیلی نزدیک است و واقعا از خواندن رشته مهندسی با اینکه نه به شغلم ارتباطی دارد نه به سرگرمی های مورد علاقه ام، پشیمان نیست.

 

سیزده: معتقد است مهندسی یک دو سه چهار چارچوب را در زندگی به تو یاد می دهد و او هم سعی می کند چه در زندگی شخصی اش و چه در کار و روابط اجتماعی اش حتی تئاتر یا ساختن دابسمش ها این یک دو سه چهار را حفظ کند.

 

چهارده: تقریبا از بیست سال پیش تئاتر کار کرده و از سال هشتاد با دوستانش در شیراز گروهی را بنا کرده به اسم گروه هنری میتوس که پایه اش تئاتر بود، ولی کارهای هنری دیگری هم انجام می داد و عضو می گرفت.

 

پانزده: آن موقع در اصفهان دانشجو بوده و سال هشتاد و چهار بعد از اتمام دوره دانشگاه به شیراز برگشته و شروع به کار کردن تئاتر حرفه ای کرده است و در همان سال جایزه بازیگری دوم استان را کسب کرده است.

 

شانزده: چند سال بعد در تئاتری به نام اتو پیای مشکوک که در آن نقش یک افغان را بازی می کرده، جایزه بازیگری اول استان را گرفته است.

 

هفده: سال هشتاد و شش در تئاتری به اسم “بگرد تا بگردم” بازی کرد که خود کار جوایز زیادی گرفت و جایزه دوم بازیگری کل کشور در جشنواره دانشجویی سال هشتاد و هفت مشترکا به او و نوید محمدزاده تعلق گرفت و جایزه اول را هم هوتن شکیبا گرفت.

 

هجده: اخیرا چند پیشنهاد بازیگری داشته است.

 

نوزده:  فکر می کند این پیشنهادها به واسطه دابسمش هایش است، البته که ترجیح می دهد به واسطه پیشینه تئاتری اش به او پیشنهاد بدهند.

 

بیست: این پیشنهادها فعلا در حد صحبت های اولیه است و چیزی قطعی نشده است.

 

بیست و یک: در ابتدا از وجود اپلیکیشنی برای دابسمش بی اطلاع بوده، لیپ سینک را در شبکه های خارجی دیده بود، ولی نمی دانست که اپلیکیشن دارد.

 

بیست و دو: یکی از دوستانش دابسمشی را روی صفحه مجازی اش می گذارد و سهیل سرچ می کند و متوجه می شود اپلیکیشنی است به اسم دابسمش و یک تعداد صدای ضبط شده در حافظه اش است که پخش می شود و شما روبه روی دوربین آن می نشینید و لب می زنید، با خودش می گوید چه ایده با حالی!

 

بیست و سه: به نظر او تنها ایرادی که داشت این بود که صداهای ضبط شده محدودی داشت، بنابراین تصمیم می گیرد که خودش صدایی را که می خواهد پخش کند و جلوی دوربین موبایلش لب بزند.

 

بیست و چهار:  بعد از آن شروع می کند به سرچ کردن ویدئوهای مختلف که جالب باشد و وجه طنز داشته باشد.

 

بیست و پنج: دابسمش را خیلی کار هنری نمی داند و بیشتر فکر می کند یک کار طنز است.

 

بیست و شش: خیلی با صورت خودش آشناست، تک تک ماهیچه های صورتش و حرکاتشان و تغییری که در چهره اش ایجاد می کنند را می شناسد که این به واسطه تمرین های تئاترش است.

 

بیست و هفت: در هنگام ضبط دابسمش سعی می کند خودش را از بیرون ببیند و همیشه حس می کند دوربینی رو به روی او قرار گرفته که خودش را از دریچه آن می بیند.

 

بیست و هشت: بزرگترین هدفش کم کردن اشتباهاتش است.

 

بیست و نه: بزرگترین انتقادی که مردم به او می کنند این است که به او می گویند از سن و سالت خجالت بکش و جواب او این است که طنز سن و سال نمی شناسد.

 

سی: بعضی ها هم می گویند چرا ادای آدم‌ها را در می آوری؟ داری آبرویشان را می بری. در صورتی که او هیچ وقت هدفش بردن آبروی کسی نبوده است.

 

سی و یک: در بخش بیوگرافی اینستاگرامش نوشته است: پدرم می خندید و می خنداند!

 

سی و دو: پدرش نه یک بازیگر بوده و نه یک کمدین، اما یک طناز به تمام معنا بوده و می گوید اگر من می توانم اطرافیانم را بخندانم، قطعا آن را از پدرم دارم.

 

سی و سه: یک تفاوت بزرگ با بقیه دابسمش‌های این سبکی دارد و آن این است که تلاش می‌کند ظاهری انتقادی داشته باشد.

 

سی و چهار: در یک بازه زمانی با یکی از دابسمش باز‌های مشهور دیگر در اینستاگرام به نام «شبنم» به کل کل پرداخت و همین موضوع فالوئر‌های او را افزایش داد.

 

سی و پنج: امروز نزدیک به یک میلیون فالوئر دارد.

 

سی و شش: به دلیل پیشینه هنری اش و کار در تئاتر نیز رابطه خوبی با بازیگران و سلبریتی‌ها دارد و همین موضوع سبب شده تا مرز بین کار خوب و کار تقلیدی را بشناسد.

 

سی و هفت: با دابسمش به شدت مورد توجه است و درآمد خوبی نیز از تبلیغات آن دارد.

 

سی و هشت: می گوید شاید نام هنری اش را بگذارد: سوزان!

 

سی و هشت: معتقد است آنور آبی ها جنبه ی بالایی دارند.

تاریخ انتشار : 05 آگوست 19 دیدگاه : بدون دیدگاه