امروز : چهارشنبه ۲۷ تیر ۰۳ - Wednesday 17th July 24

آرش خداخواه: سهم من رویا نیست، نشانه من است اما نشان دهنده من نیست! - کلبه سرگرمی و کولاک

گفت و گوی کلبه سرگرمی با نویسنده و شاعر

آرش خداخواه: شعر نوعی مکاشفه است

از بیوگرافی و علایق هنری شما شروع کنیم، خودتان را معرفی می کنید؟

آرش خداخواه هستم، متولد هشت مرداد هزار و سیصد و هفتاد در قزوین، بر خلاف بسیاری از هم سن هایم از کودکی علاقه ام به موسیقی و کتاب بیشتر از بازی کردن بود، البته فوتبال را دوست داشتم و بازی می کردم، چهارده یا پانزده ساله بودم که خواندن ادبیات را از شاعران کلاسیک و با مولانا شروع کردم و در سنین جوانی ام هم به نیما، سپهری، ثالث، شاملو رسیدم و سعی کردم موشکافانه اشعارشان را بخوانم و درک کنم، غیر از اسامی ذکر شده، خلاصه وار بگویم همیشه تحت تاثیر چند نفر دیگر هم در ادبیات معاصر ایران بوده ام. ایرج جنتی عطائی که بدون شک بهترین ترانه سرای ما است، اسماعیل خوئی و رضا براهنی، شاعرانی که ساختار فکری ثابتی در آثارشان نداشته اند و می توان تنها شاعران ایرانی ای نام برد از آن ها که در شعرهای عاشقانه شان هم رگه هایی از اعتراض اجتماعی دیده می شود.(علی الخصوص ایرج جنتی عطائی) در نسل شاعران سالهای اخیر هم کارهای رسول یونان را دوست دارم، در موسیقی هم، راک همواره سبک مورد علاقه ام بوده ولی در برابر هیچ سبک موسیقی ای گارد منفی نمی گیرم و به نظرم تمام سبک ها در شکل و فرم صحیحشان قابل احترام و شنیدنی هستند، ردیوهد، اریک کلپن، مارک نافلر و جان لنون را بسیار دوست دارم و موسیقی ایرانی هم فقط آلترناتیو ها را دنبال می کنم و سالهاست فراری ام از گوش دادن به موسیقی مجوزدار! همواره در شنیدن موسیقی هم، بحثِ ترانه اولویت اولم بوده است که همان درگیری همیشگی من با ادبیات را نشان می دهد.

یک شعر چه زمانی شکل میگیرد؟

ببینید همواره گفته های مختلفی در این ضمینه بیان شده است که معمولآ بر این باور هستند شعر در ناخودآگاه یک انسان شکل می گیرد و به انسان الهام می شود یا گفته های مشابه این چنینی، اما یقینآ یک شعر، آبشخور تمام اتفاقات و برآیند تمام لحظات یک شاعر می باشد که معمولآ در لحظه ای که انتظارش را ندارد به سراغش می آید و شاعر به مثابه یک پیامبری در آن لحظه می ماند که بر او وحی ای نازل شده است، البته که ورودی های یک شاعر (خوانش یک شاعر) هم در کیفیت آن اشعار بی تاثیر نخواهد بود.

انجمن های شعری را چقدر در پیشرفت شاعر موثر می دانید؟

انجمن شعری می تواند مفاهیم اساسی و تئوریک شعر را در بازه زمانی کمتری به شاعر بیاموزد ولی در نهایت شعر نوعی از مکاشفه است و واژگان مانند نطفه ایست که باید درون یک شاعر وجود داشته باشد تا در نهایت اثری خلق شود.

در مورد مجموعه «سهم من رویا نیست» خودتان هم صحبت می کنید؟

«سهم من رویا نیست» نشانه من است، اما نشان دهنده من نیست، چه بسیار زخم ها، درد ها و حرف های ناگفته دیگری که در ثانیه به ثانیه پنهان و ناپنهانم زندگی کرده ام و در این مجموعه هیچ ردی از خود به جای‌ نگذاشته اند. می دانم باید گریخت، تنها گریز، گریختن است. اما کجا و چگونه نمی دانم، تمام اندیشه و فکرم در این مجموعه به تصویر کشیدن روایت جنگیدن و نرسیدن به آرمان های چند نسل بوده است و طبیعتآ جای زخم در اشعار پیداست، از همینجا از مخاطبمان و خوانندگان مجموعه ام عذرخواهی می کنم، من هم دوست داشتم تمام کارهایم پر از امید و عشق بود، درد و داغ بسیار است و زخم هایمان مشترک، از نظر من مهم نوشتن است و برون ریز دغدغه هایی که هر کدام به دنبال معنایی معلوم و خاص باشند، تمام تلاشم بر این بوده که اشعار در پیرامون بازی با گذشته و حال باشد، همراه با تصویر سازی ذهنی و درگیر‌ کردن تفکر مخاطب، چرا که اکثریت کارها به نوعی طغیان تمام سرخوردگی هاست در گذر زمان، مفاهیمی که در قالب واژگان باید آفریده و اندیشیده شوند که هستی انسان در جهان همان واقعیت زبانی است.

و در رابطه با موضوع سانسور هم حرف بزنیم؟

امیدوارم روزی برسد شرایط طوری فراهم شود که هنرمندان به دلایل مختلف مجبور به خودسانسوری در اثر هنریشان نشوند و در کارشان خود را طوری که هستند نمایان سازند، تصورم این است این موضوع ساده ترین حق یک هنرمند است و اندک کاری که مسئولین قادر به انجام آن برای هنرمندان این سرزمین هستند این است که رهایشان کنند تا به اختیار خودشان اثر هنریشان را خلق کنند، موضوعی که در مورد خودِ من صدق نکرد و من احتمالآ در خنده دارترین ممیزی های تاریخ ادبیات مجبور به حذف سه نقطه در انتهای یکی از شعرهایم شدم (این موضوع را برای آیندگان بگویم بعید می دانم حقیقت داشتنش را باور کنند و یقینآ از فرط خنده سیاه می شوند!)

و وضعیت ناشران در ایران را چگونه می بینید؟

همانطوری که در مقدمه کتابم هم عنوان کرده ام متاسفانه سیستم نشر ایران به دلیل پایین آمدن سرانه مطالعه در کشور و وضعیت بغرنج اقتصادی که خرید کتاب توسط مردم را بسیار پایین آورده و به معنای حقیقی کلمه چیزی به نام کتابخوانی را از بین برده است، برای جبران مافات وارد بازی کثیفی شده که همین شرایط قهقرایی را که می بینید و فضای ناسالم در چرخه چاپ را پدید آورده است و هدف اصلی آنها از انتشار کتاب، نه کیفیت اثر منتشر شده، که بیشتر طعمه قراردادن شاعران جوان می باشد برای ادامه بقای خویش، از اداره ارشاد هم که هرگز انتظاری نمی رود بر‌ روی کیفیت آثار نظارتی داشته باشند که کار اصلی آن ها همان ممیزی آثار است.

و حرف آخر برای مخاطبان‌ مجله کلبه سرگرمی؟‌

آرزوی سلامتی و روزهایی پر از خوانش کتاب های مفید برای همه مردم ایران و بالا رفتن سطوحِ مختلف آگاهی.

گفتگو: طاهره بخشی

تاریخ انتشار : 23 اکتبر 23 دیدگاه : بدون دیدگاه